‏نمایش پست‌ها با برچسب فلسفه، منطق، اهمیت فلسفه، روش صحیح اندیشیدن، تفکر فلسفی، علم کلام. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فلسفه، منطق، اهمیت فلسفه، روش صحیح اندیشیدن، تفکر فلسفی، علم کلام. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۷ بهمن ۵, شنبه

اهمیت فلسفه

آنچه مرا ترغیب به ایجاد این وبلاگ کرد، دیدن سختی ها و بدبختی هایی است که بر ما ایرانیان می رود و همه می بینیم. به عقیده من، یکی از علل اصلی بسیاری از مصیبتها عدم آگاهی ما ایرانیان از پایه های اصلی و مهم آگاهی است.

کثرت دانشمندان، مخترعان و پزشکان ایرانی بر کسی پوشیده نیست، ولی آنچه سینه ی بسیاری از ایران دوستان را می فشرد، نبود تاریخدانان و فلاسفه بزرگ در ایران است. گر چه متاسفانه در فرهنگ معاصر ایرانی، عمدتا فلسفه مشتی مزخرفات بی ارزش و تاریخ مجموعه قصه های به درد نخور تلقی می شوند، به عقیده ی من اینها پایه های اصلی فرهنگ و تمدن یک جامعه هستند.

بسیاری از مشکلاتی که در جامعه ایرانی وجود دارد، به دلیل نداشتن حافظه ی تاریخی است. تکرار فجایع تاریخی در ایران به دلیل همین عدم آگاهی عامه ی مردم از تاریخ است. به بیانی " تا ندانی بر تو چه گذشته است، نخواهی دانست که در آینده چه خواهد گذشت!".

در میان شاخه های علمی، فلسفه یکی از مظلوم ترین شاخه ها در ایران است. یک دلیل این مساله دید کوته بینانه ی ما درباره ی دانش و دلیل دیگر آن آمیخته شدن فلسفه با اسلام و ایجاد علم کلام است که در بسیاری موارد غرض ورزانه عمل نموده و بیشتر به سفسطه و تولید مغلطه مشغول بوده تا ایجاد آگاهی و در نتیجه دید بسیاری را نسبت به فلسفه منفی کرده است.

ما به همه ی رشته های علمی به چشم علوم طبیعی می نگریم که نتیجه مستقیم و واضح از خود به جای می گذارند. به عنوان مثال یک مهندس به طراحی و اختراع می پردازد و یک پزشک بیماران را مداوا می کند و ریاضیات، فیزیک، شیمی و زیست شناسی در بسیاری موارد ابزار دست شاخه های عملی علم را فراهم می کنند؛ ولی فلسفه دارای طبیعتی به کلی دگرگونه است. فلاسفه کمتر چیزی اختراع کرده اند و کمتر مشکلی را درمان نموده اند، یا حد اقل در نگاه اول اینگونه به نظر می رسد. پس به راستی اهمیت فلسفه چیست؟!

فلسفه در مقایسه با علوم طبیعی، نتایج بسیار گسترده ای دارد که در نظر اول به سادگی قابل تشخیص نیستند. اثر نهایی و ارزشمند فلسفه ایجاد پایه های فکری در مورد امور مختلف است. اولین محصول آن بنای ساختار معقول برای علوم است که همان فلسفه ی علم می باشد. تمامی علوم امروزه بشربرمبنای فلسفی مشاهده، نظریه پردازی، آزمایش نظریه و اثبات آن عمل می کنند. به عبارتی فلسفه مرز بین آگاهی و عدم آگاهی و صحت تا عدم صحت یک نظریه را می نمایاند. امروزه روشهای علمی به صورت روزمره و عادی در آمده اند و همه ی دانشجویان علوم آنها را فرا گرفته و رعایت می کنند ولی در ابتدا این فلاسفه بوده اند که این ساختارها را فرموله کردند. اگر به چند قرن قبل بنگرید خواهید دید که اکثر دانشمندان در کنار تخصص در رشته خود فیلسوف هم بوده اند. این مساله حتی امروزه هم گاهی مشاهده می شود.

نتیجه دیگرفلسفه ، پایه گذاری نظریاتی است که کاربرد اجتماعی و سیاسی پیدا می کنند. تقریبا تمامی نظامهای سیاسی که در جهان وجود دارند حاصل فلسفه ی اجتماعی هستند. بسیاری از قوانین پذیرفته شده در قانونهای مجازات کشورهای مختلف و نیز قانونهای پذیرفته شده ی بین المللی نظیر حقوق بشر، نتیجه مباحث فلسفه اخلاق می باشند.

فرقه های فکری و مذهبی نیز از جمله محصولات فلسفه هستند. هر پیامبر در واقع یک فیلسوف است که طریقه ی نگرشی به جهان ارائه می کند. در مورد برخی پیامبران مثل محمد جنبه ی فکری، کمرنگ تر و جنبه ی عملی، پررنگ تر و در نتیجه اهمیت فلسفه پنهان تر است؛ ولی در مورد برخی مانند عیسی یا بودا اساسا مذهب بر مبنای یک نظریه ی فلسفی بنیادی بنا شده است.

یکی از مهمترین فواید پرداختن به فلسفه، تقویت توان تفکر، تصور و استدلال در افرادی است که به مطالعه فلسفه یا تفکر فلسفی می پردازند.

در بسیاری از شاخه های علمی، فلسفه در گسترش نظریه های بنیادی پیشرو بوده است. زمانی که دموکریتوس از اتم سخن گفت، در حقیقت مبنای نظری علم شیمی مدرن را پایه می گذاشت و زمانی که فلاسفه از قوانین طبیعت سخن گفتند، انگیزه برای گسترش نظری های علمی و یافتن قوانین طبیعت را ایجاد می کردند. همواره فلسفه پیشاپیش علم سعی در گشودن درهای تازه به روی دانش و گسترش مرز آگاهی بشر داشته است.

پرداختن به فلسفه، نتایج فرعی بسیار مفیدی در بر دارد. از جمله، فلاسفه کمک شایانی به شکل گیری اصول منطق و فنون مباحثه کرده اند. در حقیقت کسی که با فلسفه آشنایی داشته باشد، طریقه ی درست اندیشیدن، اثبات و انکار مسایل به شیوه ی منطقی و معقول را می آموزد، در نتیجه امکان اینکه کسی با توسل به سفسطه نظریه ای را برای وی توجیه نماید کم می کند.

متاسفانه در بین ما ایرانیان به دلیل همین عدم آگاهی از فنون مباحثه و منطق، امکان گرد هم آیی نظری بسیار کم شده است. حتما شما هم بارها شاهد بحثهای داغ سیاسی یا مذهبی بوده اید که در آن افراد فقط سعی در به کرسی نشاندن نظر خود و نادان نمایان طرف مقابل را دارند. اینگونه بحثها معمولا به مشاجره ختم می شوند و کمتر نتیجه ای از آنها حاصل می آید. بسیاری از روشهای استدلالی که در این بحثها به کار می روند بدون ارزش بوده و سفسطه آمیز هستند.

هدف از نوشته هایی که در این وبلاگ از نظرتان می گذرد، اثبات یا انکار یک مساله یا نظریه نیست؛ بلکه هدف آن تحریک اذهان خوانندکان به اندیشیدن پیرامون مسایل مطرح شده و تمرین تفکر به شیوه ی آزاد و صحیح است. واضح است که نظرات خوانندگان بسیار با اهمیت است، به خصوص اگر نظرات مخالف مطرح شوند، این امکان مباحثه و در نتیجه روشن تر شدن زوایای مختلف یک مبحث را ایجاد می کند.