بگذریم از این که مصراع "هنر هم ایرانیان است وبس" از فردوسی، با قصد "هنر نزد ایزانیان است وبس" خوانده شد و این به دستور رضا شاه بود برای ساختن اشعار ایرانی به سبک شاهنامه برای القای غرور ایرانی به مردم؛ ولی اینکه "هنر نزد ایرانیان است و بس" را من مدتها قبول نداشتم. همه ی مردم دنیا هنرهایی خاص خود دارند و هنر فقط مال ایرانیها نیست و بس ولی اخیرا متوجه ظرافتی شدم که شما را هم از آن محظوظ خواهم کرد.
منظور از اختصاص هنر به ایرانیان این است که نوعی هنر اصیل وجود دارد و آن فقط نزد ایرانیان یافت می شود و هیچ جای دیگری نمونه ندارد .می پرسید چه هنری؟
می گویند مرد کمونیستی که به ممد قاقی معروف شده بود و البته کمونیست شدن خود را پنهان کرده بود نهایتا دستگیرشد و قبل از اعدام از او خواستند وصیت کند؛ او گفت: «به رفیق استالین بگویید که مارکسیسم خود را به هز جا که خواستی ببر به غیر از ایران؛ چون ایرانیان می رینند توش!»
بله، هنر ریدن! این هنر استثنایی ما ایرانیان است.هنری که حتی نمونه ی ناقصش در هیچ بلاد دیگری یافت نمی شود!
ریدن توی چیزی اصطلاح دیگری است برای تغییر دادن و تطبیق دادن چیزی برای ایجاد تناسب با ارزش ها وفرهنگ داخلی حاکم بر ایران در حد افراط، به طوری که چیزی از موجود اولیه باقی نماند. یعنی ایجاد تغییر در اصول یک پدیده و نه فروع و جزییات آن و این به معنی تغییر کامل آن است. نام دیگر ان ایرانیزه کردن یا به تعبییر خودمانی همان ریدن توش باشد. در زیر چند نمونه ی دیگر جهت روشن شدن ماجرا می گویم:
مثال اول:دین اسلام؛ ما دین اسلام را که در آن همه چیز به وضوح و سادگی تشریح شده بود دریافت کردیم و بند به بند اصلاحات به نافش بستیم تا تشیع را از آن بیرون کشیدیم. در فرهنگ ایرانی همای سعادت از پدر به پسر منتقل می شد تا پادشاهی موروثی وجهه داشته باشد. ما عصمت و امامت را اختراع کردیم و آنها را موروثی کردیم. تقدس موروثی!!! این در هیچ جای دیگر دنیا وجود ندارد. ما به سه اصل دین دو اصل دیگر اضافه کردیم و به اذان چند جمله افزودیم. همین طور نماز خواندن را با اضافه کردن مهر اصلاح کردیم. سخن گفتن با خدا وقتی بهتر شد که سررا روی خاک سید الشهدا گذاشتیم. گاهی آن قدر در این ایجاد تقدس افراط کردیم که خودمان هم گیج شدیم!!! (نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت!)
مثال دوم: حضرت علی، که سادگی و خشونت عربی را به کمال داشته؛ نرم و رئوف و ایرانی کردیم. مولانا داستان جنگ علی و عمربن عبدود را تغییر داد و دیگران برای او اشعاری به سبک شاهنامه گفتند. تمام صفات رستم پهلوان ایرانی را به علی دادیم، تا جایی که این شباهت اخیرا بعضی را گیج کرده که شاید فردوسی شخصیت رستم را از روی شخصیت علی پرداخته است.
مثال جدیدتر: شاهکار جمهوری اسلامی است. که ما با هنر والای خود، هم جمهوری را قهوه ای کردیم هم اسلام را و دو امر کاملا بی ربط و گاهی متضاد را پیوند کردیم تا یک موجود عجیب و غریب بیرون بکشیم که خودمان هم سر در نیاوریم سرش کجاست و دمش کجا!
آخرین و جالب ترین مثال هم روشن فکر دینی است. در همه جای دنیا خط بین روسن فکران و افراد مذهبی مشخص است. اگر قرار است کسی روشن فکر باشد باید تمام زوایای یک موضوع را ببیند و در مورد آن اظهار نظر کند و در اظهار نظر فقط منطق را بکار ببرد و برای این کار باید تمام پیش فرض ها را کنار بگذارد. ولی روشن فکر دینی کسی است که بین کتاب ها چرخ می زند و سعی می کند منابع و مطالب مختلف جمع آوری کند تا ثابت کند آنچه که باور دارد صحیح است. او حقیقتا نمی خواهد بداند که آن چیز صحیح است یا نه.
اصولا وقتی کسی به چیزی اعتقاد دارد همه چیز را پیشاپیش می داند پس نیازی به تحقیق و تفکر ندارد. مثل اینکه از فیلسوف اسلامی حرف بزنیم یا فیلسوف مسلمان. وقتی که شما مسلمان هستید همه چیز برایتان مشخص است.؛ درحالی که فیلسوف باید فرض کند که هیچ نمی داند و شروع به استدلال کند تا به آگاهی برسد.
این روشن فکران اسلامی نقش مهمی در جامعه ی مدرن ما داشته و دارند. از شریعتی گرفته تا یزدی، بازرگان، بنی صدر و این آخری ها سروش؛ کار اینها در واقع انجام سفسطه برای القای نتایج از پیش دانسته است. در واقع آنچه در ایران روشن فکر اسلامی خوانده می شود اسم واقعی آن سوفیست اسلامی است.( سوفیست کسی است که کارش تولید سفسطه است.) همین ها هستند که مغلطه هایی با رنگ و لعاب علمی برای تخریر (خر کردن) جوانان ایرانی تولید می کنند. همین ها هستند که به آخوندها یاد می دهند بالای منبر بگویند که سگ نجس است چون فلان کرم چهار میلیمتری در روده اش زندگی می کند که باعث بیماری شدید در انسان شده نهایتا به مرگ می انجامد!!!
همین ها هستند که برای کوچک ترین حرکت پیامبر و ائمه هزار دلیل علمی می تراشند. (رجوع کنید به آثار شریعتی مثلا سخنرانی او در باب هجرت پیامبر.)
در حال حاضر این شاهکار آفرینش روشن فکران اسلامی بزرگترین هنرمندان ایرانی هستند که ورثه آئین هنری ریدن در مسائل مختلف می باشند. آن یکی در باب حقوق بشر اسلامی تحقیق می کند و آن یکی در قرآن همجوشی هسته ای را پیدا می کند و آن یکی ادعا می کند که ناسا ایده ی سفر به فضا را از اسلام گرفته است.
اگر به اطراف خود بنگرید از این شاهکارها بسیار خواهید یافت. کمی دقت کنید و با افتخار بدانبد که: «هنر نزد ایرانیان است و بس».
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر